اندر آداب لوطی ها

لوطی شدن در تهران قدیم برای خود آداب و رسومی داشت. هر کس که می خواست در جرگه لوطیان قرار بگیرد، می بایستی ابتدا منشور اخلاقی نانوشته آنان را بپذیرد. نان خوردن از دسترنج خود، احترام به بزرگتر،مهربانی با کوچکتر، دستگیری از ضعفا و رک و بی پروا بودن و ….. بخشی از قوانین این منشور اخلاقی بود.

بعد از آن نوبت وسایل مورد نیاز لوطی گری بود که هر تازه وارد باید آن را تهیه می کرد. زنجیر بی سوسه یزدی، جام برنجی کرمانی، دستمال بزرگ ابریشمی کاشانی، چاقوی اصفهانی، چپق چوب عناب یا آلبالو، شال لام الف لا و گیوه تخت نازک ، هفت قلم وسایلی بود که باید هر لوطی آن را می داشت. البته چهارتای اول از ملزومات بود و سه تای بعدی اگر هم نبود مسأله ای نداشت.

قانون سوم این بود که هیچ وقت یک نفر لوطی نمی توانست وارد کارهایی چون حلاجی، دلاکی، مقنی گری، کناسی و حمالی شود. اینها شغل پنطی ها بود. طبق کشی، توت فروشی، چغاله فروشی، بادبادک و فرفره سازی، فالوده ریزی، دوغ فروشی و گردوی تازه فروشی از مشاغلی بود که لوطی ها مجاز بودند انتخاب کنند. البته این شغل افراد تازه وارد و جوان گروه بود.

بلبل بازی، سهره بازی، کفتر بازی و، مسابقه خروس جنگی و قوچ  انداختن در سر چهارراه ها و میدان ها از تفریحات گروه لوطی ها بود.

هر لوطی هم باید در طول سال یکی دوباری به زیارت امام زاده داود می رفت. برای همین امام زاده داود به مکه داش مشدی ها معروف شده بود.

قسم داش ها هم به حضرت عباس و به کمربند حر بود چرا که به این دو بزرگوار ارادت خاصی داشتند.

آنها لهجه خاصی هم برای خود داشتند و اگر می خواستند کسی چیزی از حرف آنها نفهمد به آن زبان صحبت می کردند. در صحبت عادی هم برخی کلمات را طور دیگری ادا می کردند. به دیوار«دیفال» ، به اقوام«اقوون» و به اتومبیل«هتل مبین» می گفتند.

لوطی گری سلسله مراتب هم داشت. پایین تر درجه لوطی ها را داش می گفتند . داش مشدی و چغاله مشدی از رتبه های دیگر لوطی گری بود و بالاترین مقام این جماعت هم باباشملی بود که هر کسی نمی توانست به این مقام دست پیدا کند و باید مراحل مختلفی طی می شد تا کسی به این مقام نائل شود.

با همه این تفاسیر لوطی ها جماعت ساده بی آلایشی بودند که علی رغم تنش هایی که بین خودشان بود،، بسیاری از کارهای عمومی اهالی محل را رتق و فتق می کردند و امنیت محله هم به عهده آنان بود. خلاصه مطلب آن که این مردمان ساده آچار فرانسه مردم محله بودند هرچند بعدها با وارد شدن در امور سیاسی کارکردهای اجتماعی خود را از دست دادند.

 

علیرضا زمانی/محقق و تهران پژوه

نمایش مقاله‌های بیشتر
  • باغ فردوس و گوجه فرنگی-تهران شناسی

    باغ فردوس و ورود گوجه فرنگی به ایران

    گوجه فرنگی از چه زمان وارد غذای ایرانی ها شد؟ گوجه، این قرمز زیبای فرنگی،۱۳۰سال بیشتر نیست…
مقاله‌ها بیشتر بر اساس علیرضا زمانی
مقاله‌های بیشتر در فرهنگی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این مقاله را هم بخوانید

باغ فردوس و ورود گوجه فرنگی به ایران

گوجه فرنگی از چه زمان وارد غذای ایرانی ها شد؟ گوجه، این قرمز زیبای فرنگی،۱۳۰سال بیشتر نیست…